نگاهی به فراز وفرود نفت سفید مشاهده در قالب پی دی اف چاپ

 

خانه ای در آتش
نگاهی به فراز و فرود نفت سفید در آیینه ی تاریخ  
محمد شاهرخ نسب
\n آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

بعد از کشف نفت در مسجد سلیمان و هفتکل ، اشتیاق شرکت نفت ایران و انگلیس برای یافتن مخازن و حوزه های جدید تر در منطقه سیر سعودی به خود گرفت.
بیست سالی از تاسیس هفتکل گذشته بود که حفاری بر روی مخزن آسماری نفت سفید آغاز شد. در این هنگامه شرکت با چم و خم حفاری دراین منطقه کاملا آشنا شده بود و از سویی دیگر صنعت نفت و حفاری به پیشرفتهایی نائل آمده بود..
نفت سفید در 32 کیلومتری شمال غربی هفتکل و 72 کیلومتری مسجدسلیمان  واقع شده است و مساحت آن 48 کیلومترمربع است. علت نامگذاری این منطقه به نفت سفید بخاطر و جود چشمه ای جوشان از نفت در منطقه است که تا قبل کشف نفت، نفت آنرا بوسیله ی مشک و با الاغ به دیگر نقاط خوزستان می بردند و از آن برای تامین  روشنایی و موارد بهداشتی استفاده می کردند. البته روزگاری هم فتی آباد خوانده می شدودر لغت نامه ی شادروان علی اکبر دهخدا در مورد نفت سفید چنین آمده است: قصبه مرکزي دهستان نفت سفيد بخش هفتکل شهرستان اهواز است . در مغرب هفتکل در ناحيه کوهستاني گرمسيري واقع است و 1500 تن سکنه دارد. آبش از لوله کشي شرکت نفت تامين مي شود. محصولش غلات و شغل اهالي زراعت و کارگري شرکت نفت است . در اين قصبه معدن نفت و گچ  نیز وجود دارد.1
حفاری در این منطقه از سال 1313 خورشیدی آغاز شد که منجر به کشف گاز شد .اولین چاه این منطقه که به نفت رسید چاه شماره 5 است که در سال 1317 حفر شد. از آن زمان تا سال 1336 تعداد چاههای منطقه نفت سفید به 27 حلقه رسید که از 10 چاه آن بهره برداری می شد و تولید روزانه این منطقه 28 هزار  بشکه در روز بود که بوسیله ی خط لوله به تلمبه خانه کوت عبدا.. . واقع در اهواز فرستاده می شد و بعد از پیوستن به لوله ی اصلی که از مسجدسلیمان می آمد به پالایشگاه آبادان ارسال می شد.
با ظهور شرکت نفت در منطقه خیل عظیم مردمان جویای نان و نام به این منطقه سرازیر شد  و از هرگونه نژاد و قوم مردمانی در این منطقه رخت اقامت کشیدند و تا سال 1345 که نفت سفید را تخلیه کردند افزون بر 6000 نفر در این شرکت شهر زندگی می کردند.
ساکنان بومی این منطقه از بختیار ی های مهاجری بودند که از مناطق ییلاقی چهارمحال وبختیاری به این منطقه آمده بودند که در گویش محلی آنان را "ایلاقی" می نامیدند .عمده حرفه ی این افراد کارهای ساختمانی و نجاری ،سنگ تراشی(بدلیل وجود منابع غنی سنگ) ،آشپزی و تعدادی از افراد قشر میانه ی جامعه که با اندک سرمایه ای به دکانداری و بقالی کارهای خدماتی روزگار میگذراندند.
بعد ها مکوندی ها شاخه ای از چهارلنگ بختیاری به آن منطقه آمدند که عمده آنها در شرکت نفت شاغل بودند . جماعتی عرب ، ترک وارمنی هم در میان آنها زندگی میکردند. ساختار طبیعی نفت سفید به صورت منطقه ا ی تقریباً کوهپایه ای که در دره ای واقع شده و کوههای سرشار از معادن سنگ آنرا احاطه کرده اند. آب و هوای منطقه با هفتکل و مسجدسلیمان تفاوت چندانی ندارد اما از اواخر خرداد ماه وزیدن بادهای سوزنده و گاهی هم  شرجی هوای منطقه را اندکی غیرقابل تحمل می نماید.
قبل از ورود شرکت اهالی این منطقه در چادرها و کپرهایی که خود ساخته بودند زندگی میکردند و تعدادی هم که بضاعت ساخت کپرو چادر نداشتند تپه هایی را در اطراف منطقه به صورت غار حفاری کرده بودند و درآنها روزگار میگذراندند که گاهی اوقات با نیش مارها و عقربها می آشفتند و باز هم کاری از دستشان بر نمی آمد.
ساختن خانه های سازمانی شرکت  در نفت سفید از سال 1324 به بعد آغاز شد . ساختار خانه های سازمانی به صورت "لین و بنگله" بود  و به چند منطقه نیز تقسیم می شد.
شرکت بزودی بعد از روند روبه افزایش تولید نفت در منطقه به احداث باشگاه/ سینما / درمانگاه/ استخر وزمین های چند منظوره ی ورزشی و دیگر ملزومات اجتماعی همت گمارد.
اجتماع انسانی نفت سفید از هفتکل و مسجد سلیمان گونا گون تر می نمود زیرا تازه ساز و بکر بود و نام و آوازه ی شرکت نفت در سراسر ایران پیچیده بود و مردم شناخت بیشتری از تحولات روز مناطق نفتخیز بدست آورده بودند و در تلاش بودند تا راهی پیدا کنند که به این مناطق بیایند.
یکی از همین مهاجرین برایم گفت:« من در شهرضا متولد شدم پدرم و در کل خانواده ی ما از موقعیت مالی خوبی برخوردار بودند و به کار نودوزی کفش مشغول بدند که در انحصار ما بود. ناگهان بر اثر یکه مناقشه ی قومی ورق زندگانی ما برگشت وبا خان منطقه درگیر شدیم و چون من پسر بزرگ خانواده بودم مرا تاراندند. ابتدا با قطار به اهواز آمدم و بعد با پای پیاده از اهواز راهی نفت سفید شدم و بعد از انجام کار های مختلف به کار ابا اجدادیم - کفاشی- روی آوردم.
آن هنگام مناطق نفتخیز بواسطه صنعتی بودن و محیط کارگری کمتر مورد توجه نیرو های امنیتی و انتظامی بودند و هر کس که مشکلی برایش پیش می آمد بعد از مدتی راهی این دیار می شد و با گرفتن شغلی در شرکت به زندگی خود و خانواده اش سامان میداد.
فراموش نکنیم که اگرچه این مناطق سابقه تاریخی و شهری نداشتند و در پرتو نفت ساخته شده بودند ولی از محیط اجتماعی بسیار خوب و سالمی برخوردار بودند به گونه ای که فرد را در خود حل میکردند و فرد برای همیشه از دنیای قبلی اش فاصله می گرفت.
مهمترین اتفاق در منطقه نفت سفید بعد از تخلیه ی آن اعتصاب کارگری اردیبهشت ماه 1325 سال است که منجر به اعتصابی گسترده در مناطق نفتخیز بویژه آغاجاری و آبادان شد که در مدت زمان کوتاهی 10 هزار نفر در آن شرکت کردند. شرکت ابتدا می خواست اعتراضات را سیاسی و در نتیجه غیر قانونی جلوه بدهد و مساله را امنیتی کند و پای نیروهای امنیتی را به موضوع بازکند اما موضوع تبعات مذهبی و ملی نیز به خود گرفته بود. در ارزیابی نیروهای امنیتی و دولتی ، آنها متقاعد شدند که انگیزه ی ایجاد اعتصاب و هدف بهره برداری از آن توسط حزب توده و  صرفا اقتصادی بوده است.
تقاضای اصلی اعتصابیون عبارت بود از: توزیع بهتر یخ و آب آشامیدنی، تهیه یک نفر ماما، پیش بینی تسهیلات دارویی در منطقه و نیز پرداخت فوق العاده ویژه بدی آب و هوا در منطقه آغاجاری.
بدنبال این اعتصاب پیش نویس قانون کار توسط دولت برای یک دوره ی آزمایشی، تا زمانی که که  در مجلس آینده به تصویب برسد به اجرا گذاشته شد.این پیش نویس سند جامعی بود که ساعات کار، مرخصی و تعطیلات ، شرایط استخدام، اتحادیه های کارگری، حداقل دستمزد و حل اختلافات را تعیین می کرد. از ابداعات آن یک روز تعطیل در هفته با پرداخت دستمزد بود. غفلت بزرگ شرکت نفت در به اجرا گذاشتن این مورد آخر بود که منجر به یک سری اعتصابات جدی تر در تیر ماه1325 شد.
بعد از این تحولات جنب و جوشی خاص در منطقه هفتکل و نفت سفید شکل گرفت و رسیدگی ها بیشتر شد  و به تبع آن جمعیت زیادی را در خود جای داد که منجر به رونق منطقه شد و از آن به دوران طلایی یاد می کنند.
از دیگر تحولات می توان به آتش سوزی چاه شماره 20 اشاره کرد که یکی از حوادث تاریخی نفت در خاورمیانه قلمداد می شود .ساعت 5 بامداد یکی از روزهای اردیبهشت ماه 1329 حفار و گروه کارکنان تحت سرپرستی وی در حال آزمایش چاه بودند. حفاران مشغول عملیات حفاری در سخت ترین لایه های زمین در عمق هزار پا از سطح زمین بودند. بر اثر افتادن ناگهانی قطعاتی از وسایل حفاری به درون چاه ،عملیات (Fishing) باید صورت می گرفت.
برای این منظور باید تمام لوله هایی که برای حفاری به درون چاه فرستاده بودند و طول آنها بالغ بر کیلومترها بود ،از چاه بیرون آورده و جداکنند تا راه باز شود. در حین انجام این عملیات ناگهان گاز با فشار2500 PSI  از دهانه ی چاه با قطر 8 اینچ خارج گردید و تا ارتفاع هزارپا از سطح زمین فوران کرد.
کارگران برای حفظ جان خود از دکل فاصله گرفتند و چاه با صدای مهیبی شعله ور گردید. این حادثه یکی از بزرگترین و تماشایی ترین صحنه های آتش سوزی در تاریخ نفت محسوب می شود.
خبر آتش سوزی چاه شماره 20 به منزله شوکی برای شرکت نفت بود . تا بعد از ظهر همان روز خبر از لندن و نیو یورک هم گذشت و شرکت تمام سعی خود را برای حل این مسئله بکار گرفت. فورا ماهرترین مامور اطفائ حریق چاه ها را پیدا کردند(مایرون کینلی) و بعد از توجیه از نیویورک به بصره پرواز کرد و ازآنجا با هواپیمایی اختصاصی به هفتکل و بعد از چند لحظه به نفت سفید رسید.  پس از 43 روز تلاش بی وقفه و از خودگذشتگی چاه شماره 20 آرام گرفت و برای مدتی نفت سفید و چاه شماره 20 آن بر روی خطوط خبر و رسانه ها قرار داشتند.
دیگر موضوع مورد توجه درتاریخ این شرکت شهر حضور آیت ا...العظمی بروجردی مرجع عالیقدر جهان تشیع به منظور افتتاح مسجد جامع نفت سفید در سال 1332 می باشد. بانی این مسجد شخصی مومن و مردمی به نام آقای میرخشتی بود که این مسجد را با همکاری شرکت ملی نفت ایران بنا کرد و سرانجام حضرت آیت ا... درآن نماز خواندند.  این مسجد در توسعه ی فرهنگ اسلامی و عقیدتی در منطقه نقش مهمی ایفا کرد و همیشه سرشار از مردم مومن و متدین منطقه بود؛ مسجد یادشده هنوز هم پا برجاست اما نفت سفید غریب و تنها میان کوههای سنگی مانده و گه گاهی با مراسم فاتحه ای یا ایام عاشورای  حسینی متولد میشود.....
بعد از کودتای ننگین 28مرداد و روی کار آمدن دولت میلیتاریستی زاهدی و ظهور پدیده ی دکتر اقبال از  پرتو کنسرسیو م بعد از مدتی کمتر از 10 سال شرکت نفت از نفت سفید رخت بربست و آنرا به ارتش شاهنشاهی واگذار کرد. تا مدتی شهر خالی از سکنه بود و فضایی مرگبار بر شهر حاکم شده بود. بی سرانجامی ، توهم ، دلتنگی و ناامنی هم مزید بر علت شده بود. کارگران شاغل در شرکت به آغاجاری و خارک و لاوان و... منتقل شدند . تعدادی هم با طرح سالی دوماه  خانه نشین شدند و گروهی هم آنرا به  گردن تقدیر و بخت برگشته ی خویش نسبت دادند. بسیار ی از لوازمات خانه ها به سرقت رفت شبی نبود که با ماجرای دزدی به صبح برسد و....
تا اینکه شعله های جنگ 8 ساله زبانه کشید و دشمن متجاوز نمایان شد . دیری نپایید که نفت سفید تنها دوباره عزیز شد و پناهگاه امنی برای آنانی که از بیم جان از یارو دیار خویش گریخته بودند و به آلونکی هم رضا می دادند و ناگهان نفت سفید حکم پناهگاه و منطقه ی زیر پونز را پیدا کرد و دوباره رونقی نسبی به خود گرفت و.... اما این رونق را اگر کاذب بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم . هجرتی دوباره دامان این شهر را گرفت و همگان رفتند و حتی پشت سرشان را هم نگاه نکردند. بیاد نیاوردند شامگاهی که از بیم جان در لین های نفت سفید خوابهای طلایی پایان جنگ را می دیدند! .از خاطرشان پاک شد که همانگونه که آبادان وخرمشهر  مسجدسلیمان ، دزفول، شوش ،سوسنگرد پیکرشان آماج بوسه های بی امان  موشکهای استینگر و اسکاد بود آنان در نفت سفید بعد از ظهر ها قدم می زدند و خاطرات بازگو میکردند و یا در زمینهای ورزشی بازی  می کردند و شبها بعد از شام بحث های سیاسی و آینده هایی روشن را برای خویش ترسیم می کردند.
اینک شانزده سال از انزوا و غربت بی بدیل نفت سفید میگذرد و به  شهر  پمپئی روم باستان بیشتر می ماند یا به دیگر سخن ( پمپئی مناطق نفتخیز). لین(    Lane) ها متروکه و  ویران خانه های که نیمی از دیوارهای آن ریخته است، مردمانی اصیل و وفادار به یار ودیار تنها مانده اند ساعت 8 شب شهر بخواب میرود و خوابی که بیشتر به احتضار شبیه است ! چند لوله ی گازطبیعی که در اصطلاح نفتخیزی آنرا( ِگیسGAS ) می نامند هنوز پرفروغ اند و از غربت نفت سفید می سوزند.
براستی چه اتفاق باید رخ بدهد تا دوباره نفت سفید ......!؟
*منابع:
1-. از فرهنگ جغرافيايي ايران ج6

2- نگاهی به تاریخ خوزستان/رشیدیان ،نیره زمان
3- نفت ایران/ الول "ساتن
4-  رئیس نفت/ یعقوبی نژاد ،علی


 

افزودن نظر


خبرهای کوتاه

معرفی نویسنده

.

حامیان و دوستان